پوریا رضاتبار بالانقیبی

پوریا رضاتبار بالانقیبی

کاوش عمیق امنیت سایبری، هک، سیاست انقلابی، موسیقی و فناوری (لینوکس/ویندوز/اندروید) فعال ایکس/ویراستی/فارس حمایت مالی!

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

Cafepersians.io Cafepersians.io Cafepersians.io · 22 اردیبهشت ·
خودرو ۴۵

لبخند بزن لبخند بر این من بی لبخند

لبخند تو یعنی عشق آزادی من از بند

لبخند بزن ای عشق بر این من افسرده

بر من که دلم تنگ است با مرگ جهان مرده

لبخند تو یعنی گل آغاز بهار من

برگشتن ساعت ها جستن از حصار من

لبخند یعنی صبح آغاز شکفتن ها

زیبا شدن دنیا دریا شدن دریا

از خاطره تاریکم ای حادثه ی روشن

دلتنگم از این ظلمت لبخند بزن بر من

من تشنه ترین تشنه بی خواب ترین بی خواب

تاریکتر از دهلیز پیچیده تر از گرداب

ای دست تو سازنده سازنده ی آینده از زخم نجاتم بخش

با مرهم گل خنده لبخند بزن ای عشق

لبخند بزن بر من معنای رهایی باش

لبخند بزن لبخند

آزادی من از ترس

خودرو ۴۵
☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

Cafepersians.io Cafepersians.io Cafepersians.io · 18 اردیبهشت ·
اردلان سرفراز

لبخند بزن لبخند بر این من بی لبخند

لبخند تو یعنی عشق آزادی من از بند

لبخند بزن ای عشق بر این من افسرده

بر من که دلم تنگ است با مرگ جهان مرده

لبخند تو یعنی گل آغاز بهار من

برگشتن ساعت ها جستن از حصار من

لبخند یعنی صبح آغاز شکفتن ها

زیبا شدن دنیا دریا شدن دریا

از خاطره تاریکم ای حادثه ی روشن

دلتنگم از این ظلمت لبخند بزن بر من

من تشنه ترین تشنه بی خواب ترین بی خواب

تاریک تر از دهلیز پیچیده تر از گرداب

ای دست تو سازنده 

سازنده ی آینده از زخم نجاتم بخش

با مرهم گل خنده لبخند بزن ای عشق

لبخند بزن بر من معنای رهایی باش

لبخند بزن لبخند

آزادی من از ترس

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

Cafepersians.io Cafepersians.io Cafepersians.io · 15 اردیبهشت ·

 

این صدای نفس ایران است

خوش فروغیست فرح بخش

که از باد سهند می‌آید

یا شرابیست که از چشمه‌ی عشق

بر لب جان منِ تشنه جگر می‌آید

نکند باد زمان باز ورق گردان است

یا که این باغ جگر خشک گلاب افشان است

این چه بادیست که گل ریزان است

این خزانیست که با مرگ جوان مَردان است

گوش بگذار به دروازه‌ی نور

با صدای قدم صبح صداهای دِگر می‌آید

 

★彡   رحیم معینے کرمانشاهی 彡★

 

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

Cafepersians.io Cafepersians.io Cafepersians.io · 15 اردیبهشت ·

یه درخت خشک وبی برگ میون کویر داغ

توی ته مونده ذهنش نقش پررنگ یه باغ

شاخه سبز خیالش سربه آسمون کشید

برو دوشش همه پرشد زاقاقی سفید

زیر سایه خیالی کم کمک چشماشو بست

دید دوتا کفتر چاهی روی شاخه هاش نشست

اولی گفت اگه بارون بازبباره توکویر،دیگه اما سررسیده عمراین درخت پیر

دومی گفت که قدیما یادمه کویرنبود، جنگل وپرنده بود و گذر زلال رود

گفتن و ازجا پریدن با یه دنیا خاطره

اون درخت اما هنوزم تو کویر باور

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

Cafepersians.io Cafepersians.io Cafepersians.io · 12 اردیبهشت ·


شرمت باد ای دستی که، بد بودی بدتر کردی
هم بغض معصومت را، نشکفته پرپر کردی

ننگت باد ای دست من، ای هرزه گرد بی نبض
آن سرسپرده ات را، بی یار و یاور کردی
ای تکیه داده بر من، ای سرسپرده بانو
با این نادرویشی ها، آخر چرا سر کردی

سربرده در گریبان، بی خودتر از همیشه
حیفت نهایتی که، با من برابر کردی

دستی با این بی رحمی، دیگر بریده بهتر
بر من فرود آر اینک، بغضی که خنجر کردی

زهر این نفرین نامه، جای خون در من جاری
این آخرین شعرم را، پیش از من از بر کردی

زجری همیشه بهتر، با من ترحم هرگز
 

شهیار قنبری 

 


 

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

Cafepersians.io Cafepersians.io Cafepersians.io · 12 اردیبهشت ·

 

ملتی افتاده و زار و زبون
گرگِ بیرون دارد و گرگِ درون
حلقه حلقه گرگ، پیرامون ما
سیرشان هرگز نسازد خون ما
گر چنین بر ما بزرگی می‌کنند
بره می‌بینند و گرگی می‌کنند

گفت دانایی که گرگی خیره سر
هست پنهان در نهادِ هر بشر
لاجرم جاری‌ست پیکاری ستُرگ
روز و شب، مابین این انسان و گرگ

زور بازو چاره‌ی این گرگ نیست
صاحبِ اندیشه داند چاره چیست
ای بسا انسان رنجورِ پریش
سخت پیچیده گلوی گرگِ خویش

هر که با گرگش مدارا می‌کند
خلق و خوی گرگ پیدا می‌کند

مردمان گر یکدگر را می‌دَرند
گرگ‌هاشان رهنما و رهبرند
آن ستمکاران که با هم محرمند
گرگ‌هاشان آشنایان همند

در جوانی جان گرگت را بگیر
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری گرچه باشی همچو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر

هر که گرگش دراندازد به خاک
رفته‌رفته می‌شود انسان پاک
وان که از گرگش خورد هردم شکست
گرچه انسان می‌نُماید گرگ هست

گرگ‌ها همراه و
انسان ها غریب
با که باید گفت
این حال عجیب؟!

 

فریدون مشیری

گرگ به معنای نفس انسان می باشد