☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★
· 18 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه لبخند بزن لبخند بر این من بی لبخند
لبخند تو یعنی عشق آزادی من از بند
لبخند بزن ای عشق بر این من افسرده
بر من که دلم تنگ است با مرگ جهان مرده
لبخند تو یعنی گل آغاز بهار من
برگشتن ساعت ها جستن از حصار من
لبخند یعنی صبح آغاز شکفتن ها
زیبا شدن دنیا دریا شدن دریا
از خاطره تاریکم ای حادثه ی روشن
دلتنگم از این ظلمت لبخند بزن بر من
من تشنه ترین تشنه بی خواب ترین بی خواب
تاریک تر از دهلیز پیچیده تر از گرداب
ای دست تو سازنده
سازنده ی آینده از زخم نجاتم بخش
با مرهم گل خنده لبخند بزن ای عشق
لبخند بزن بر من معنای رهایی باش
لبخند بزن لبخند
آزادی من از ترس
