اشک‌های شبانه؛ وقتی اقتصاد، زندگی را می‌دزدد

Cafepersians.io Cafepersians.io Cafepersians.io · 31 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه

شبی نیست که نگرانیِ فردا، خواب را از چشم‌های خسته‌ام نبرد. وقتی صدایِ چک‌چکِ ساعت روی دیوار می‌آید و تمامِ دنیا در سکوتِ شب فرو رفته، فکرِ هزینه‌ها، بدهی‌ها، آینده‌ای که هی تاریک‌تر می‌شود، مثلِ خوره به جانم می‌افتد. زندگی، فقط گذراندنِ روزها نیست؛ زنده ماندن در این طوفانِ اقتصادی، خودش معجزه‌ای است که هر روز باید برایش جنگید.

نه فقط پول، که آرامشِ روح و روانم دارد خرج می‌شود. لبخندی که دیگر روی لبم نمی‌نشیند، دلسردی‌ای که مثلِ غبار روی دل نشسته، و احساسِ تنهاییِ عمیقی که در شلوغیِ این روزگار، بیشتر هم می‌شود. انگار تمامِ تلاش‌ها بی‌فایده است و هر قدمی که برمی‌دارم، زمینِ زیرِ پایم فرو می‌ریزد.

مگر چقدر می‌توان جنگید؟ مگر چقدر می‌توان دوام آورد وقتی نه حمایتی هست، نه امیدی؟ این روزها، حمایتِ مالی دیگر فقط یک کمکِ اقتصادی نیست؛ یک ضرورتِ حیاتی است. یعنی کسی که بفهمد، کسی که ببیند این سختی چقدر واقعی است، چقدر نفس‌گیر. یعنی روزنه‌ای از نور در این سیاهیِ مطلق.

هر کمکی، هر نگاهِ مهربانی، یعنی نجاتِ یک روحِ خسته. یعنی فرصتی دوباره برای نفس کشیدن، برای دوباره جنگیدن، برای اینکه حس نکنم در این دنیا تنها هستم. یعنی بتوانم دوباره به خودم و آینده‌ام امیدوار شوم. این، فقط پول نیست؛ این، نجاتِ یک زندگی است.

‿︵‿︵‿   َکلیک کنیـב ‿︵‿︵‿︵

‿︵‿︵‿   َکلیک کنیـב ‿︵‿︵‿︵