رنج میبرم از زندگانی ام
· 18 اردیبهشت · تنهاییام را بهانه کردم تا در سکوت، صدای تو را بهتر بشنوم؛ گویی تنها رفیقِ من، غمِ شیرینِ دوری توست. در این شبِ پر از اندوه، تنها همصحبتِ من سایهی غم است که با عشقِ عارفانهام، رقصِ تنهایی را میآموزد. با تنهاییام آشتی کردم و فهمیدم که عشق، حتی در غمهای بیپایان، تنها پناهگاهِ روحِ تنهاست. غصهها را در آغوش کشیدم و با آنها دوست شدم؛ چون میدانم که در این جهانِ خالی، تنها عشق و تنهایی، دو بالِ پروازِ من هستند. عاشقِ تنهاییام شدم، چون در این سکوت، خدا و تو را بیشتر از همیشه حس میکنم.
پوریا رضاتبار بالانقیبی 🇮🇷
◄°l||l° بـہ وقت موسیقی °l||l°►
· 16 اردیبهشت · عشق یعنی رؤیای تو با من
عشق یعنی هم دردی و درمان
کجایی نیمه ی پنهان
تو شدی عزیزتر از جان
کجایی کجایی دلم هواتو کرده
یه عکس دوتایی مونده ازت که درده
هنوزم به یادت بی خوابو بیقرارم
تو رو تا نبینم خوب نمیشه حالم
میری از دور من فقط نگات میکنم
آرزو کردم تو رو هرشب صدات میکنم
از عشق چی میدونی
رؤیای طولانی، برگرد
◄°l||l° بـہ وقت موسیقی °l||l°►
· 15 اردیبهشت · 𝑀𝑜𝑒𝒾𝓃
·.¸¸.·♩♪♫ جـבایی♫♪♩·.¸¸.·
از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلتی بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم
◄°l||l° بـہ وقت موسیقی °l||l°►
· 15 اردیبهشت · 𝑀𝑜𝑒𝒾𝓃
·.¸¸.·♩♪♫ عشق من منو صـבا کن♫♪♩·.¸¸.·
منو از خودم رها کن
تو اجاق مرده دل
آتشی تازه به پا کن
تو منو از نو بنا کن
قصه امو بی انتها کن
روبروت آیینه بگذار
ابدیتی بنا کن
قصه نگفته ام من
تو بیا روایتم کن
عشق من مرمتم کن
از عذابم راحتم کن
ای صدای تو نهایت
راهی نهایتم کن
ای بهارم انتظارم
من زمین بی بهارم
شوره زاره انتظارم
چهره شکسته دارم
روح و جسم خسته دارم
به در ویرانه دل
بغض قفل بسته دارم
