─━━━━━─╯   کلیک کنیـב ╰─━━━━━─

اینترنت دیگر یک کالای لوکس یا تفریحی نیست. اینترنت زیرساخت زندگی روزمره است، همان قدر واقعی و حیاتی که آب، برق، گاز، راه و حمل و نقل. هر جامعه ای که اینترنت را گران، کند، ناپایدار یا ناامن نگه دارد، عملا مسیر آموزش، درمان، کسب و کار، پژوهش، فرهنگ، مشارکت اجتماعی و حتی امنیت ملی خود را تنگ می کند. 

بنابراین ارتقای همزمان کیفیت اینترنت ملی و اینترنت بین‌المللی یک انتخاب سلیقه ای نیست، یک ضرورت فوری و کلیدی است. اینترنت با کیفیت بالا و قیمت منصفانه باید به دست مردم برسد، نه به عنوان امتیاز، بلکه به عنوان حق اولیه هر انسان در نگاه حقوقی و انسانی، دسترسی به اینترنت با کیفیت، دروازه دسترسی به اطلاعات، فرصت برابر و کرامت انسانی است. دانش آموزی که کلاس آنلاینش مدام قطع می شود، کارآفرینی که نمی تواند با مشتری خارجی تماس پایدار داشته باشد، پزشکی که برای تله مدیسین به ارتباط امن نیاز دارد، پژوهشگری که برای دانلود مقاله و داده به مسیرهای بین‌المللی متکی است، همه در حال تجربه یک محرومیت واقعی هستند. این محرومیت فقط تکنولوژیک نیست، اقتصادی و اجتماعی و روانی هم هست. 

وقتی کیفیت پایین باشد، زمان مردم می سوزد، اعتماد از بین می رود، هزینه پنهان زندگی بالا می رود و شکاف طبقاتی عمیق تر می شود، چون افراد توانمند راه های دور زدن هزینه و محدودیت را پیدا می کنند و باقی جامعه عقب می ماند.اینترنت ملی و اینترنت بین‌المللی دو بازوی مکمل یک بدن هستند. اینترنت ملی با کیفیت یعنی ارتباط داخل کشور سریع، پایدار و ارزان باشد، کسب و کارهای داخلی بدون تاخیر و قطعی کار کنند، خدمات دولت الکترونیک واقعا قابل اتکا باشد، آموزش و بانکداری و سلامت دیجیتال در داخل کشور روی یک شبکه محکم و پرظرفیت نفس بکشد. اما این بازو به تنهایی کافی نیست. اینترنت بین‌المللی با کیفیت یعنی دروازه کشور به علم، بازار، استانداردها، نرم افزارها، ابررایانش، ارتباطات حرفه ای و زنجیره تامین جهانی باز و پایدار و پرسرعت باشد. کاهش کیفیت مسیرهای بین‌المللی مثل این است که یک شهر جاده داخلی عالی داشته باشد اما راه های ورودی و خروجی اش خراب و پرهزینه باشد. نتیجه اش رکود، انزوا و کاهش رقابت پذیری است. کیفیت اینترنت فقط سرعت اسمی نیست. کیفیت یعنی پایداری، تاخیر کم، از دست رفتن پایین بسته ها، ظرفیت کافی در ساعات پرترافیک، پوشش مناسب در شهر و روستا، شفافیت در آنچه فروخته می شود، و امکان استفاده از خدمات مدرن بدون ترس از قطع شدن و نوسان. اینترنتی که روی کاغذ پرسرعت است اما شب ها فرو می ریزد یا در تماس تصویری لکنت دارد یا در بازی و آموزش و کار از راه دور تاخیر آزاردهنده ایجاد می کند، در عمل کم کیفیت است. مردم حق دارند آنچه می خرند را واقعا دریافت کنند، نه وعده تبلیغاتی و عددهای غیرواقعی. قیمت هم بخشی از کیفیت زندگی است. اینترنت گران یعنی مالیات پنهان بر آموزش، بر کار، بر ارتباطات خانوادگی، بر سرگرمی سالم، بر رشد کودک و نوجوان. وقتی اینترنت گران باشد، خانواده ها مصرف را محدود می کنند، دانش آموز کمتر یاد می گیرد، کارجو کمتر مهارت می آموزد، کارمند دورکار کمتر بهره ور می شود، فروشگاه کوچک کمتر دیده می شود. اقتصاد دیجیتال با اینترنت گران شبیه کشاورزی در خاک کم آب است. حتی اگر بذر خوب باشد، محصول کم خواهد بود. اینترنت باید ارزان و با کیفیت باشد چون بازده اجتماعی و اقتصادی آن چند برابر هزینه اش برمی گردد. هر واحد سرمایه گذاری در زیرساخت شبکه، در نهایت به افزایش بهره وری، کاهش رفت و آمد، کاهش هزینه های اداری، رشد تجارت الکترونیک، و ایجاد شغل های جدید منجر می شود. برای رسیدن به اینترنت با کیفیت، یک حقیقت باید جدی گرفته شود: شبکه مانند ساختمان است، با رنگ و شعار درست نمی شود. فیبرنوری در لایه دسترسی و بین شهری، ظرفیت کافی در هسته شبکه، مراکز داده استاندارد، تبادل ترافیک داخلی کارآمد، اتصال مطمئن به مسیرهای بین‌المللی، و رقابت واقعی میان ارائه دهندگان خدمات لازم است. کیفیت با انحصار، کم سرمایه گذاری و نبود پاسخگویی پایدار نمی شود. جایی که رقابت سالم و نظارت دقیق بر کیفیت وجود داشته باشد، هم قیمت ها منطقی تر می شود، هم نوآوری و سرمایه گذاری رشد می کند. مردم حق دارند معیارهای کیفیت را بدانند، گزارش های شفاف از قطعی ها و اختلال ها ببینند، و سازوکار جبران خسارت واقعی داشته باشند، همان طور که در بسیاری از خدمات زیرساختی اصل پاسخگویی پذیرفته شده است. اما هر گفتگو درباره اینترنت، بدون پرداختن به امنیت سایبری ناقص است. اینترنت پرسرعت اگر ناامن باشد، می تواند خسارت را سریع تر و گسترده تر کند. از طرف دیگر، اینترنت کند و محدود هم لزوما امن نیست. امنیت با کیفیت شبکه دشمن نیست، همراه آن است. امنیت سایبری یعنی محرمانگی، یکپارچگی و دسترس پذیری اطلاعات و خدمات حفظ شود. این سه اصل، درست همان چیزهایی هستند که مردم در زندگی واقعی هم می خواهند: کسی به حریم خصوصی شان سرک نکشد، داده هایشان دستکاری نشود، و سرویس ها در لحظه نیاز قطع نشوند. تهدیدها واقعی اند. کلاهبرداری های آنلاین، فیشینگ، بدافزارها، باج افزارها، سرقت حساب ها، نفوذ به سازمان ها، نشت اطلاعات، حملات محروم سازی از سرویس، و سوءاستفاده از ضعف های زنجیره تامین نرم افزار، هر روز هزینه می سازند. قربانی فقط شرکت های بزرگ نیستند. یک خانواده با یک لینک جعلی می تواند پس اندازش را از دست بدهد. یک کسب و کار کوچک با یک باج افزار ممکن است برای همیشه تعطیل شود. یک بیمارستان با اختلال دیجیتال حتی با جان انسان ها سروکار پیدا می کند. پس ارتقای اینترنت باید همزمان با ارتقای ایمنی دیجیتال پیش برود، نه با ترساندن مردم، بلکه با ساختن زیرساخت و فرهنگ و استاندارد. امنیت سایبری در سطح ملی چند پایه مهم دارد. اول، معماری امن شبکه و تاب آوری. یعنی مسیرهای جایگزین، ظرفیت کافی، سامانه های مقابله با حملات حجمی، و مانیتورینگ حرفه ای برای تشخیص اختلال و حمله. دوم، استانداردسازی و سختگیری در تجهیزات و نرم افزارهای حساس. امنیت زنجیره تامین یعنی بدانیم چه چیزی نصب می شود، چگونه به روز می شود، و اگر آسیب پذیری پیدا شد چگونه وصله می شود. سوم، تقویت نهادهای پاسخ به رخداد و هماهنگی میان اپراتورها و ارائه دهندگان خدمات. وقتی رخداد رخ می دهد، سرعت اطلاع رسانی دقیق و اقدام هماهنگ، خسارت را کم می کند. چهارم، آموزش همگانی و سازمانی. بسیاری از نفوذها از یک خطای ساده شروع می شود: رمز عبور تکراری، نصب نرم افزار ناشناس، کلیک روی پیام جعلی، یا تنظیمات اشتباه. پنجم، اقتصاد امنیت. یعنی امنیت هزینه اضافی تلقی نشود، بلکه بخش ضروری هر پروژه باشد و در قراردادها و مناقصه ها الزام واقعی داشته باشد. امنیتی که بودجه ندارد، بیشتر شبیه آرزو است. در سطح فردی و خانواده هم امنیت سایبری به رفتارهای ساده اما تعیین کننده وابسته است. گذرواژه های قوی و متفاوت، فعال کردن احراز هویت دومرحله ای، به روز نگه داشتن گوشی و سیستم عامل و مرورگر، دقت در پیام های عجول کننده و تهدیدآمیز، پشتیبان گیری منظم از فایل های مهم، و توجه به مجوزهای برنامه ها، می تواند بخش بزرگی از خطر را کم کند. هیچ کدام از اینها نیاز به تخصص عمیق ندارد، اما نیاز به فرهنگ سازی و آموزش دارد، آموزش هایی که باید به زبان ساده و در دسترس همه باشد. با این حال، مسئولیت اصلی فقط روی دوش مردم نیست. شهروند نباید برای داشتن امنیت و کیفیت مجبور شود کارشناس شبکه باشد. طراحی امن و پیش فرض های درست باید در سطح سرویس دهنده و پلتفرم و اپراتور انجام شود. اگر یک بانک یا یک پلتفرم، تجربه کاربری و امنیت را پیچیده کند، خطاهای انسانی بیشتر می شود. اگر یک اپراتور کیفیت سرویس را مدیریت نکند، کسب و کارها مجبور می شوند با هزینه اضافه راه حل های جانبی بسازند. اگر سیاستگذاری شفاف نباشد، اعتماد عمومی فرسوده می شود و مردم به ابزارهای ناامن و راه های پرخطر پناه می برند. اعتماد، سرمایه نامرئی اینترنت است. بدون اعتماد، حتی سریع ترین شبکه هم به رشد سالم کمک نمی کند. نکته مهم دیگر این است که ارتقای اینترنت ملی نباید به معنای کاهش کیفیت اینترنت بین‌المللی یا جایگزین کردن آن تلقی شود. خدمات داخلی قوی ارزشمند است، اما توسعه واقعی زمانی رخ می دهد که جامعه هم در داخل کارآمد باشد و هم به جهان متصل بماند. پژوهش، تجارت، همکاری علمی، صادرات خدمات دیجیتال، جذب سرمایه، تولید محتوا و حضور فرهنگی، همه به اتصال باکیفیت و پایدار بین‌المللی وابسته اند. هر نوع اختلال یا کاهش کیفیت بین‌الملل، هزینه فرصت عظیمی ایجاد می کند که در آمارهای کوتاه مدت دیده نمی شود اما در بلندمدت به شکل مهاجرت استعداد، عقب ماندگی فناوری و کاهش توان رقابت آشکار می شود. در نهایت، اینترنت با کیفیت و ارزان یک خواسته مصرفی نیست، یک مطالبه حیاتی برای آینده است. اینترنتی که به دست مردم می رسد باید قوی باشد، پایدار باشد، شفاف و پاسخگو باشد، و همزمان امن و قابل اعتماد باشد. مردم باید بتوانند یاد بگیرند، کار کنند، درمان بگیرند، بسازند، صادر کنند، و زندگی دیجیتال سالم داشته باشند، بدون آنکه هزینه غیرمنصفانه بپردازند یا هر روز نگران قطعی و کندی و ناامنی باشند. این حق اولیه انسان است که به ابزار ارتباط و دانایی دسترسی قابل اتکا داشته باشد. جامعه ای که این حق را جدی بگیرد، فقط اینترنتش بهتر نمی شود، آینده اش بهتر می شود.

 

پوریا رضاتبار بالانقیبی
پوریا رضاتبار بالانقیبی

 

پوریا رضاتبار بالانقیبی